خرید بک لینک
 چگونه همه را مجذوب خود کنیم؟ واحد جامعه تبیان زنجان-

در سخنرانی برای اینکه مخاطب مجذوب شما شود، باید نکاتی را رعایت کنید. در این میان مواردی هست که هیچ گاه نباید به زبان بیاورید زیرا موجب می شود مخاطبان از سخنرانی شما خسته شوند و به کارهای دیگری بپردازند. با ما همراه باشید تا شما را در این زمینه راهنمایی کنیم.

اغلب افراد وقتی برای ارائه بر روی صحنه حاضر می شوند، دچار استرس، خطاهای مشابه و بهانه تراشی می شوند که همه این موارد موجب از بین رفتن تمرکز و کنترل و در نتیجه آن اشتباهات پی در پی بیشتری صورت می گیرد. انجام خطا در دقیقه اول ارائه، ساده ترین راه برای از دست دادن مخاطب است و دقیقا اکثر اشتباهات در این زمان رخ می دهد.

در اینجا به ۱۰ تا از مواردی که نباید در طول ارائه به زبان بیاورید، اشاره شده است.

۱. هرگز نگویید که احساس خستگی می کنید

مشخص نیست که چرا بعضی از افراد در ابتدای ارائه خود شروع به بهانه آوردن و ابراز خستگی کردن می کنند به گونه ای که در هر کنفرانس از هر ۵ ارائه، یک نفر به گفتن این حرف ها می پردازد. برای مثال عده ای می گویند: «من دیروز به کنفرانس دعوت شده ام و از مسافرت طولانی خود احساس خستگی می کنم» یا بهانه های دیگری که هیچ یک از مخاطبان میلی به شنیدن آنها ندارند. مخاطبان انتظار دارند که شما بهترین ارائه خودتان را انجام دهید. پس اگر احساس خوبی ندارید و نمی توانید بهترین کار خودتان را ارائه دهید، شاید بهتر باشد که آن را لغو کنید.

۱۰ نکته مهم که باید برای یک ارائه خوب و جذاب رعایت کنید

۲. هرگز مخاطب را برای توضیح دادن یک موضوع درانتظار نگذارید

اگر از شما سوالی پرسیده شد که در اسلایدهای بعد جواب آن وجود دارد، پاسخ دادن آن را به تعویق نیندازید و فورا به آن مساله بپردازید. اگر کسی به اندازه ای باهوش بود که برای سوال پرسیدن دست خود را بالا آورد باید از او تمجید کنید و از دیگر مخاطبان بخواهید که این کار را تکرار کنند. به یاد داشته باشید که هیچ چیز را به تاخیر نیاندازید.

۳. هیچ گاه برای چک کردن میکروفون، از مخاطب سوال نکنید

بسیاری از مردم ارائه خود را اینگونه آغاز می کنند. ۳ بار بر روی میکروفون ضربه می زنند، فریاد می زنند «آیا همه صدای من را می شنوند» و زمانی که مشخص شد لبخند شرمندگی می زنند و می گویند «بله همه صدای من را می شنوند ولی هیچکس دست خود را بالا نمی برد». این کار تنها موجب می شود که حرف های شما بی ارزش به نظر بیاید!

به یاد داشته باشید که چک کردن صدا وظیفه شما نیست زیرا عده ای هستند که این کار را انجام دهند. از طریق میکروفون شروع به حرف زدن کنید ولی اگر میکروفون کار نکرد، سعی کنید آرام باشید، تا ۳ بشمارید و دوباره آغاز کنید.

اگر برای بار دوم صدای شما به مخاطبان تان نمی رسید به آرامی به کناره صحنه بروید و با احتیاط از مدیریت آنجا درخواست کنید که صدا را برای شما تنظیم کند. به مخاطبان خود با اعتماد به نفس لبخند بزنید. فرض کنید تمامی این کارها نتیجه می دهد مگر اینکه خلاف آن ثابت شود، درنتیجه با آرامش منتظر تعمیر بمانید.

۴. هرگز از روشنایی بیش از حد صحنه شکایت نکنید

بله درست است. وقتی شما روی صحنه هستید چراغ ها بسیار روشن هستند و برای شما سخت خواهد بود که مخاطبان خود را نگاه کنید. اما نیاز نیست که مخاطبان تان تمامی این موارد را بدانند، پس تنها کاری که لازم است انجام دهید، خیره شدن به تاریکی است. لبخند بزنید و به گونه ای با آرامش برخورد کنید که احساس کنید در خانه خودتان هستید.

اگر مایل هستید از نزدیک مخاطبان تان را مشاهده کنید، در میان آنها قدم بزنید. به هیچ وجه برای دیدن مردم، چشم خود را نپوشانید. اما اگر برنامه ای برای پرسیدن سوال از مخاطبان تان دارید و یا می خواهید تعداد نفراتی که دست خود را بالا می آورند را بشمارید، مودبانه درخواست کنید که چراغ های سالن را روشن کنند.

۵. از مخاطبان درخواست خواندن متنی را نکنید

اندازه فونت به کار رفته در اسلاید های شما باید دوبرابر میانگین سن مخاطبان تان باشد. بله درست متوجه شدید، یعنی اگر میانگین سن مخاطبان خود را ۴۰ تخمین می زنید، پس باید اندازه فونت شما ۸۰ باشد. با این اندازه شما قادر نخواهید بود که مطالب زیادی را در اسلاید بگنجانید که البته این دقیقا چیزی است که در مورد بعدی به آن شاره خواهد شد.

۱۰ نکته مهم که باید برای یک ارائه خوب و جذاب رعایت کنید

۶. هرگز متنی را برای مخاطب خود نخوانید

به هیچ وجه در یک اسلاید، متن طولانی قرار ندهید که مردم وقتشان را صرف خواندن آن کنند. اگر این کار را انجام دادید، حداقل توجه داشته باشید که آن را برای مخاطبان نخوانید. بهترین راه برای منحرف کردن توجه مخاطب، اضافه کردن متن به اسلاید است. اگر شما در یک اسلاید، بیشتر از ۴ کلمه استفاده کنید، مردم شروع به خواندن آنها خواهند کرد. چه اتفاقی می افتد وقتی مخاطبان شما مشغول به خواندن هستند؟ بله درست حدس زدید، آنها دیگر به شما گوش نخواهند داد.

در اجراهای خود تنها از عناوین کوتاه استفاده کنید و متنی را که می خواهید مخاطبان تان بخوانند را حفظ کنید. یا اگر مجبور شدید چند جمله مهم را در یک اسلاید قرار دهید، به مخاطبان اعلام کنید که آنها را بخوانند و تنها کار مثبتی که شما می توانید در آن لحظه انجام دهید، سکوت کردن به مدت ۶ ثانیه است.

۷. هرگز از مخاطبان نخواهید که تلفن، لپ تاپ یا تبلت خود را خاموش کنند

روزی شما می توانستید از مخاطبان خود درخواست کنید که تلفن همراه شان را خاموش کنند. اما زمان زیادی از آن دوران گذشته است. امروزه مردم سخنان شما را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک می گذارند یا از مطالب شما در آیپد خود نکته برداری می کنند یا حتی مشغول بازی یا چک کردن فیس بوک شان هستند. به یاد داشته باشید که زمان در حال گذر است. تنها شما می توانید از مردم درخواست کنید که تلفن همراه خود را در حالت سکوت قرار دهند.

گذشته از این ها شما باید مطمئن باشید که سخنان شما چنان جذاب و الهام بخش است که مردم برای از دست ندادن لحظه ای از آن، لپ تاپ های خود را خواهند بست و بدانید که به اجبار نمی توان توجه کسی را به خود جلب کرد.

۸. نیازی به گفتن جملاتی همچون «نکته برداری نکنید، ارائه به صورت آنلاین در اختیار شما خواهد بود» نیست

خیلی نکته مهمی است که ارائه شما بعد از مدتی آپلود شود و در اختیار مخاطبان قرار گیرد. اما ارائه ای خوب است، که از کلمات زیادی تشکیل نشده باشد. پس در این صورت کمتر از ویدیو آپلود شده شما استفاده خواهد شد. نکته برداری یکی از شیوه هایی است که بسیاری از مردم برای به خاطر سپردن جملات شما از آن استفاده می کنند.

همچنین ممکن است برای آنها الهام بخش باشد و سخنان شما تاثیر زیادی بر روی آنها بگذارد و حتی موجب تغییر دادن کسب و کار آنها شود. پس به مردم اجازه دهید تا کاری که به آن علاقه دارند را در طول ارائه شما انجام دهند.

۹. سعی کنید قبل از پاسخ دادن به مخاطب، اندکی بیاندیشید

البته پاسخ دادن به سوال مخاطبان ضروری و مهم است، اما قبل از انجام این کار لازم است کاری را اول انجام دهید. امکان دارد سوالی که توسط یکی از مخاطبان مطرح می شود برای شما واضح باشد اما دیگر مخاطبان متوجه آن نشده باشند. پس در جواب بگویید «من ابتدا سوال را مطرح می کنم سپس به آن پاسخ خواهم داد، پس همه توجه کنید» تکرار کردن سوال مخاطبان را به یک عادت برای خود تبدیل کنید زیرا این کار موجب می شود تا وقت بیشتری را صرف فکر کردن به جواب مخاطب در اختیار داشته باشید.

۱۰ نکته مهم که باید برای یک ارائه خوب و جذاب رعایت کنید

۱۰. هرگز به مخاطب نگویید که ارائه شما به زودی تمام می شود

وعده ای که هیچ کس به آن عمل نمی کند ولی در بسیاری از موارد مشاهده می شود که عده ای سخنان خود را اینگونه آغاز می کنند. برای مخاطب فرقی ندارد که شما صحبت های خود را کوتاه می کنید یا نه. بلکه آنها وقت خود را صرف ارائه شما کرده اند تا به گونه ای سخنان شما برای آنها مفید و الهام بخش باشد و بتوانند از آن در زندگی خود استفاده کنند.

به مخاطبان خود بگویید «صحبت های من در طول ارائه موجب تغییراتی در زندگی شما می شود» یا «این ارائه برای مدت زمان ۳۰ دقیقه برنامه ریزی شده بود، اما من تمامی مطالب را در طول ۲۵ دقیقه مطرح می کنم تا شما بتوانید زودتر از موعود خارج شوید و برای استراحت قهوه بنوشید» حال تنها کاری که لازم است انجام دهید، عمل کردن به وعده تان است.

آیا وقت تان به اتمام رسیده است ولی اسلایدهای باقی مانده دیگری دارید؟

اگر آمادگی کامل نداشته باشید و به بیش از وقت تعیین شده نیاز داشته باشید، ممکن است به درستی نتوانید ارائه خود را به اتمام برسانید. باید تمرین کنید و در زمانی که به شما اختصاص یافته است، ارائه خود را پایان دهید. حتی می توانید کار خود را ۵ دقیقه زودتر انجام دهید و از مخاطبان بپرسید که اگر کسی سوالی دارد، بپرسد.

در غیر این صورت آنها را به نوشیدن قهوه دعوت کنید. دادن ۵ دقیقه وقت اضافه به مخاطب، باعث احترام و قدردانی متقابل آنها می شود.

نتیجه گیری: خود را آماده کنید، خودتان باشید و حرفه ای برخود کنید. مخاطبان شما را برای داشتن صداقت، جدی بودن و تلف نکردن وقت، دوست خواهند داشت.

منبع:برترین ها


گرد آوری: گروه جامعه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/society.html

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 1 بهمن 1394 ساعت: 17:43

 انتقاد کن، اما جنبه هم داشته باش! واحد جامعه تبیان زنجان-

معمولا بیشتر ما آدم ها دوست نداریم کسی از خودمان یا اخلاق و رفتارمان ایراد بگیرد. همیشه دوست داریم مورد تأیید و تعریف و تمجید دیگران باشیم. وقتی کسی به ما انتقاد می کند در همان لحظه اول خشمگین می شویم و به هر شکلی که می توانیم تلاش می کنیم که انتقاد و ضربه آن فرد را خنثی کنیم اما معمولا این کار به درستی انجام نمی شود.

وقتی فرد مورد انتقاد نتواند خشم و عصبانیت خودش را کنترل کند و بر احساسات آنی مسلط شود، هرعکس العملی در آن شرایط می تواند منجر به ضربه زدن به شخصیت و روح و روان طرفین بشود. حتما همه ما مکررا در این شرایط بوده ایم اما چند نفر از آدم های اطراف ما این قدرت را دارند که خشم و عصبانیت و احساسات ناخوشایند شان را در این شرایط کنترل و آنها را دفع کنند؟

گر بر سر نقد دیگری امیری، مردی!

پدری پسر بداخلاقی داشت که زود عصبانی می شد. پسرک با شنیدن کوچک ترین حرفی از دیگران در مورد خودش سریعا واکنش عصبی شدیدی نشان می داد و به توهین آن فرد به زعم خودش پاسخ دندان شکنی می داد؛ با آن فرد گلاویز می شد و با زبان تند و تیزش حرف هایی می زد که آن فرد را نه فقط از نقد کردن که از زندگی کردن پشیمان می کرد. پدرش که عمیقا نگران پسرش و روابط اجتماعی او بود، یک روز به او یک کیسه پر از میخ و یک چکش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی، یک میخ به دیوار روبه رو بکوب.

روز اول پسرک مجبور شد ۳۷ میخ به دیوار روبه رو بکوبد. در روزها و هفته های بعد که پسرک توانست عصبانیتش را کنترل کند و کمتر عصبانی شود، تعداد میخ هایی که به دیوار کوبیده بود، رفته رفته کمتر شد... . پسرک متوجه شد که کنترل خودش برای واکنش نشان ندادن به نقد دیگران و عصبانی نشدن، آسان تر از کوبیدن میخ ها به دیوار سخت است.

بالاخره به این ترتیب روزی رسید که پسرک دیگر عادت بدش را ترک کرده بود. پیش پدرش رفت و این موضوع را با پدر در میان گذاشت. پدر به او پیشنهاد کرد که حالا به ازای هر روزی که عصبانی نشد، یکی از میخ هایی را که در طول مدت گذشته به دیوار کوبیده بوده از دیوار بیرون بکشد.

ماه ها گذشت تا بالاخره یک روز پسر جوان پیش پدرش رفت و گفت که همه میخ ها را از دیوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف دیوار برد و به او گفت: «دست ات درد نکند، کار خوبی انجام دادی ولی به سوراخ هایی که در دیوار به وجود آورده ای نگاه کن! این دیوار دیگر هیچ وقت دیوار قبلی نخواهد بود».

نقد می شوم پس نیستم!

این داستان می تواند واقعی باشد یا نباشد اما در هر حال نتیجه آن از اهمیتی حیاتی برخوردار است. ما وقتی عصبانی می شویم، دست به کارهایی می زنیم که جبران کردن شان بعدا آنقدرها هم که به نظر می آید آسان نیست. قابل قبول است که همیشه هم نمی شود عصبانی نشد اما برخلاف آنچه ناخودآگاه ما معتقد است، عصبانیت راه حل هیچ مشکل و مسئله و چالشی نیست!

شاید به جرأت بتوان گفت که از مهم ترین عوامل عصبانیت انسان های امروزی «نقدشدن» است. نمود این مشکل در زندگی شخصی ما شکل های مختلفی دارد اما معمولا در موقعیت های مشابهی اتفاق می افتد؛ عصبانیت و درگیری بدون دلیل با اعضای خانواده، دوستان، همسایگان و همکاران و از آن بدتر مردم کوچه و خیابان.

کافی است کسی به ما نقد کوچکی به حق یا ناحق وارد کند، آن وقت است که بلافاصله مدارهای ذهنی دفاعی ما فعال می شوند تا آن فرد را سر جایش بنشانند و به او ثابت کنند که نه تنها در تشخیص اشتباه من خطا کرده است بلکه اساسا حقی برای قضاوت و اظهارنظر در مورد من و زندگی و کارها و عملکردم ندارد! عجیب است که چنین واکنشی را نه تنها از انسان های ذاتا عصبانی بلکه از آرام ترین آدم ها نیز می توان دید.

نتیجه عصبانی شدن های اینچنینی که این روزها کم هم اتفاق نمی افتد در بلندمدت برای ما بی حوصلگی، از دست دادن انرژی و روحیه برای زندگی، مشکلات فیزیکی شبیه استرس (افزایش فشارخون، اختلال تنفسی و بسیاری از مشکلات عجیب و غریب دیگر)، کینه ورزی، آسیب دیدن روابط مان با دیگران، از بین رفتن اعتماد دیگران به ما، بی انگیزگی و تمایل به کار نکردن و چیزهایی شبیه اینهاست.

اما مهم ترین نکته همانی است که پدر در داستان اول این نوشته به پسرش گفت؛« بعد از تمام شدن همه این ماجراها، ما دیگر آن آدم قبلی نیستیم»؛ چیزی از ما و زندگی مان کم شده است. خب چطور می توانیم از این وضعیت خلاص شویم؟ با رعایت چند نکته ساده می توانیم تا حدود زیادی احساس مان را در این زمینه مدیریت کنیم.

آینه من با سنگ دیگران شکستنی نیست!

تا اینجا با هم متوجه شده ایم که خیلی وقت ها نقد شدن، زمینه ساز واکنش های شدید احساسی و عصبی و در نتیجه انفجارهای شدید در روابط بین فردی میان ما و دیگران است. همه ما از این تجربه های بد داشته ایم. بنابراین شاید اولین و مهم ترین راه حل، آمادگی ذهنی برای نقد شدن باشد؛

زمانی که آرام هستیم و در خلوتمان، به تجربه های بد گذشته و نقدهایی که به ما شده فکر کرده و واکنش مان را مرور کنیم، شاید در بسیاری از موارد نقدها به ناحق بوده اند اما شیوه برخورد با نقد است که اهمیت دارد؛ اگر من به خودم و کارهایم اطمینان داشته باشم، حتی اگر دیگری آن را نقد بکند به دلیل نشناختن این گوهر وجودی است. به این ترتیب شاید بار بعدی که نقد ناحقی مشابه دفعات قبل به ما شد، حواس مان باشد که عصبانی نشویم. البته نباید فراموش کنیم که نقد همیشه هم به ناحق نیست. بنابراین در ذهن مان باید فضای کوچکی هم برای بررسی نقدها کنار بگذاریم!

اندکی صبر، خطر نزدیک است!

نباید فراموش کنیم که کنترل احساسات مان در اولین ثانیه های طرح نقد از جانب دیگران بسیار حیاتی است. در واقع اگر بتوانیم در همین لحظات کوتاه، حس منفی و مدار واکنشی دفاعی ذهنی مان را مهار کنیم، خیلی از ماجراهای بد بعدی هم پیش نمی آیند. می دانیم کنترل واکنش های ناخوادآگاه بسیار مشکل است؛ پس چه باید کرد؟

راه حل همانی است که پدر پسرک داستان اول این نوشته به او یاد داد؛ «هر وقت کسی تو را نقد کرد تا زمانی که می توانی زمان واکنشت را به تعویق بینداز!» اما چطور؟

وقتی نقدی می شنوید، چند لحظه یا چند دقیقه حرفی نزنید و تمام انرژی تان را روی کنترل حس منفی ناشی از نقد شدنتان متمرکز کنید. همین حرف نزدن حتی اگر واکنش های فیزیکی دیگر ما مثل برافروخته شدن به طرف نشان بدهد عصبانی شده ایم جلوی بروز خیلی از مشکلات آینده را می گیرد.

کلام، تیر بسیار برنده ای است که اگر از کمان رها شود مستقیم قلب طرف مقابل را هدف می گیرد و نتیجه این هدف گیری نمی تواند چندان خوشایند باشد.

گفتن یا نگفتن؟

حالا وقت واکنش نشان دادن است. بسته به نقد وارد شده و طرف مقابل مان طبیعتا واکنش های متفاوتی می شود داشت؛ البته بدون عصبانی شدن! واقعیت این است که هر نقدی هم نیازمند جواب دادن نیست، مگر در ۲ حالت؛ فرد نقدکننده آدم بسیار مهمی مثبت یا منفی در زندگی ما باشد و در نتیجه نقد او برای ما اهمیت داشته باشد یا اینکه توجیه شدنش در مورد نقدی که وارد کرده ضروری باشد و نقد وارد شده باعث شود جایگاه ما در ذهن دیگران تحت تأثیر منفی قرار بگیرد.

غیر از این ۲ حالت، واکنش نشان دادن به نقد شاید چندان هم ضروری نباشد. نظر دیگران مهم است ولی وقتی روی من و زندگی ام تأثیری ندارد، چرا باید به آن واکنش نشان بدهم؟ (مثلا غرولندهای ما نسبت به رانندگی همدیگر را به یاد بیاورید؟) یک اصل اخلاقی اساسی در ارتباط با دیگران وجود دارد که کلید حل بسیاری از مشکلات است؛ «تو حق داری حرف بزنی و نقد کنی، من هم حق دارم نشنوم!» البته اوضاع همیشه هم به این سادگی پیش نمی رود؛ چون اغلب نقدها یکی از ۲موقعیت بالا را برای ما پیش می آورد. همچنان سؤال این است: برای واکنش به نقد چه کنیم؟ در اینجا چند پیشنهاد ساده برای شما دارم:

۱ با آرامش از طرف مقابل بخواهید تا برای شما توضیح بدهد چه مشکل یا خطایی را دیده که شما را نقد کرده است؟ در اغلب موارد، نقد افراد به خاطر نتایج یک رفتار، یک کار یا عملکرد بیان می شود، در حالی که اصل نقد معطوف به عامل ایجادکننده آن نتیجه است.

۲ پیش خودتان حرف های فرد را حلاجی کنید. پیشنهاد ما این است که اگر می توانید، از فرد منتقد زمانی برای فکر کردن به نقدش بخواهید. شاید چند لحظه بعد یا در دیدار بعدی بتوانید در مورد پذیرش یا نپذیرفتن نقد او نظرتان را با دلایل منطقی تری بیان کنید. اگر زمان زیادی در اختیار ندارید، باز هم حتما از فرد چند لحظه برای فکر کردن زمان بخواهید.

۳ اگر به این نتیجه رسیدید که انتقاد فرد مقابل شما نقد درستی است، طبیعتا باید از او تشکر کنید و تلاش کنید موضوع نقد دیگر اتفاق نیفتد.

۴ فکر می کنید که موضوع مورد انتقاد طرف مقابل، نادرست و غیرمنطقی است، بازهم با حفظ آرامش برای او توضیح دهید که چرا حرف او را درست نمی دانید. در خلال همین گفت وگوها شما و او چیزهای زیادی را در مورد نگاه تان به موضوع نقد کشف خواهید کرد. حداقلش این است که می فهمید ممکن است این نوع رفتار شما، برداشت های غلطی را در دیگران ایجاد کند.

۵ وقتی مطمئن شدید که نقد وارد شده غیرمنطقی و مغرضانه است، بهتر است توجیه کردن فرد را کنار بگذارید و تنها دیگرانی که از حرف های او نگاه منفی در مورد شما پیدا کرده اند را با دلیل توجیه کنید؛ البته فراموش نکنید که پاسخ تخریب، تخریب نیست!

فراموش نکنید که اعتماد یکی از کلیدهای اصلی زندگی آرام با دیگران است. نقد شدن یکی از مهم ترین نقاط عطف تقویت یا تضعیف اعتماد آدم ها به یکدیگر است؛ لطفا اعتماد همدیگر را نشکنیم!

منبع:برترین ها


گرد آوری: گروه جامعه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/society.html

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 1 بهمن 1394 ساعت: 17:43

بررسی مدارا در اسلامواحد دین واندیشه تبیان زنجان-

يکي از اصولي که در بهبود و رشد روابط انسان با ديگران، تأثير شگرفي دارد، مدارا و تحمل ديگران است. با اين که به نظر برخي صاحب نظران، روابط اجتماعي همواره در حال تغيير و دگرگوني است و هر موقعيت اجتماعي، يک واکنشي ويژه طلب مي کند اما مي توان مدارا را يک روش عمومي پيشنهاد کرد که در هر حال، ايجاد روابط متعادل را آسان تر مي کند. بعضي از جوانان در عين برخورداري از رشد جسمي و ذهني، روحيه ي جنگندگي دارند و کمتر از خود مدارا و انعطاف و نرمش نشان مي دهند ولي انتظار دارند ديگران با آنان با ملايمت برخورد کنند، در حالي که راه زندگي هميشه هموار نيست و سنگلاخ هايي نيز در آن وجود دارد که تنها با مدارا کردن مي توان از آن ها عبور کرد.

خودروهاي شخصي که ميليون ها انسان را از جايي به جاي ديگر انتقال مي دهند، قطعا بدون وجود انعطاف در لاستيک هاي چرخ هايشان، نمي توانند چنين تحرکي داشته باشند. زندگي انسان نيز محتاج مدارا کردن و رفق و انعطاف است. در يک مثال ساده مي توان گفت: هر اندازه فنرهاي يک خودرو، قوي تر و سالم تر باشد، بهتر و راحت تر، از ناهمواري ها عبور مي کند. ولي اگر فنرهاي خودرو، حالت فنري خود را از دست داده باشند در برخورد با يک دست انداز کوچک هم دچار مشکل مي شود. در روابط اجتماعي نيز اگر روحيه ي مداراگري حاکم نباشد برخوردها تند و شکننده خواهد بود. بسياري از تنش ها، قهرها، دوري ها و جبهه گرفتن ها، با اتخاذ روش مدارا، رخت برخواهد بست و بذر عطوفت و مهرباني در جامعه کاشته خواهد شد و شبنم هاي مهر در گل برگ دل ها خواهد نشست.

هر چند اصل در اسلام، مدارا است اما نرمش بي حساب و عدم قاطعيت بجا، آدمي را به عنصري ضعيف، ترسو و بي عرضه تبديل مي کند. آن چه مورد نظر اسلام است، آسان گيري در عين قدرت و قاطعيت است؛ نه خشونت مطلق و نه مداراي مطلق. پس گاهي ضرورت اقتضا مي کند اصل مدارا را کنار گذاشته و به قاطعيت و سخت گيري روي آوريم. پس بجاست که يکي از راه و رسم زندگي را دو عنصر «مدارا و قاطعيت» بدانيم. بر اين اساس، در اين شماره به موارد مدارا و قاطعيت از ديدگاه اسلام مي پردازيم.

مدارا در لغت به معناي ملاطفت و نرمي و ملايمت و احتياط کردن آمده است.(1)

در کتاب هاي اخلاقي مي خوانيم: رفق، صفتي است پسنديده که در برابر عنف و شدت است و عنف نتيجه ي خشم و غضب است. رفق و لينت، از آثار خوش خلقي و سلامت جان مي باشد.(2)

در پاره اي از موارد، مدارا به معناي حلم و بردباري و تغافل است. مدارا با افراد تندخو و بداخلاق يا تقيه در مقابل مخالفان و افراد زيان رسان، به اين معناست.(3)

هر چند مدارا در حوزه هاي مختلف سياسي، اخلاقي، جامعه شناسي و روان شناسي مورد بحث قرار گرفته، اما مدارايي که ما از آن سخن مي گوييم به معناي تحمل عقايد رقيب در عين باورمندي و پاي بندي به اصول خود و به مهرباني رفتار کردن است. طبيعي است که با اين نگرش، بحث ما رنگ اخلاقي به خود مي گيرد و با بحث هايي که با حوزه ي مسائل سياسي مرتبط است تفاوت دارد. مداراي سياسي که از آن به «تسامح و تساهل» ياد مي شود، يک وضع حقوقي و پيش آمد تاريخي است، نه يک صفت نفساني و اخلاقي. پس ما بايد واژه ي ارزش مند مدارا را با کلمه «تولرانس» که در زبان فارسي با کلمه ي بي قيدي تناسب دارد متمايز کنيم. واژه هاي سهله و سمحه که در روايات آمده است، به معناي فقدان عسر و حرج و مشقت در دين است؛ يعني احکام اسلام، مطابق با فطرت بشري است و سخت گيري غيرمنطقي در آن ديده نمي شود. پس مداراي اسلامي غير از تسامح و اباحه گري و بي تقاوتي است که امروزه در گفت و گوهاي بعضي از روشن فکران مطرح مي شود.

در اصطلاح فرنگيان، کلمه «تولرانس» که به معناي تحمل، پذيرش و به دوش کشيدن است، اکنون در بي قيدي و رهاسازي و سازش کاري به کار مي رود. اما اين تسامح به معنايي که ذکر شد با آن چه که در اسلام از آن سخن به ميان آمده، بسيار تفاوت دارد. تسامح و تساهلي که معطوف به مباني باشد، در فرهنگ اسلامي مردود است.

مدارا در اسلام :

1- مدارا و ايمان

از روايات اهل بيت (ع) استفاده مي شود که مدارا ارتباط تنگاتنگي با ايمان دارد.

رسول اکرم(ص) مي فرمايد: «مداراه الناس نصف الايمان و الرفق بهم نصف العيش؛ (4) مدارا با مردم، نيمي از ايمان و نرش با آن ها، نيمي از زندگي است.»

امام باقر(ع) مي فرمايد: هر کس رفق و مدارا داشته باشد، از ايمان برخوردار است.(5) دليلش آن است که در پرتو مدارا، نيروي غلبه بر نفس و خويشتن داري تقويت مي شود و از خشونت و تندي و عصبانيت که سرمايه هاي ايمان را بر باد مي دهد اجتناب مي گردد.

2- مدارا و عقل

پيامبر اسلام(ص) مي فرمايد: «اعقل الناس اشدهم مداراه للناس و اذل الناس من اهان الناس؛ (6) عاقل ترين مردم کسي است که بيشترين مدارا را با مردم مي کند و خوارترين مردم کسي است که آنان را تحقير مي نمايد.»

آن حضرت در روايتي ديگر مي فرمايد: بعد از ايمان به خدا، مهم ترين رکن عقلانيت، مدارا کردن با مردم است.(7)

3- مدارا و مأموريت انبيا

مدارا سرلوحه ي کار پيامبران بوده است. پيامبر اسلام(ص) مدارا را هم سنگ انجام واجبات دانسته و فرموده است: ما گروه پيامبران مأموريت داريم با مردم مدارا کنيم؛ همان گونه که به انجام فرايض الهي مأموريم.(8)

امام صادق (ع) فرمود: جبرئيل خدمت رسول خدا(ص) رسيد و عرض کرد: اي محمد! پروردگارت به تو سلام مي رساند و به تو پيام مي دهد که با مردم مدارا کن.(9)

آن گاه که موسي (ع) از جانب خدا مأمور شد به سوي فرعون برود خداوند متعال از او خواست با او به نرمي سخن گويد: «اذهبا الي فرعون انه طغي فقولا له قولا لينا».(10)

موسيا در پيش فرعون زمن

نرم بايد گفت قولا لينا

مدارا در زندگي فردي و اجتماعي انسان، آثار گران سنگي دارد که به مهم ترين آنها مي پردازيم:

1-محبوبيت: يکي از راه هاي نفوذ در افکار ديگران، مداراست. امام علي (ع) مي فرمايد: «دار الناس تستمتع باخائهم و القهم بالبشر تمت اضغانهم؛ (11) با مردم مدارا کن تا از برادري آنان بهره مند شوي و با روي گشاده با آنان مواجه شو تا کينه ها بميرد.»

2-کاميابي و موفقيت: امام علي (ع) مي فرمايد: آن کس که به نرم خويي رفتار کند، کام ياب گردد.(12)

3- آسان شدن مشکلات: امام علي (ع) مي فرمايد:

رفق و مدارا مشکلات را آسان مي کند و اسباب را فراهم مي سازد.(13)

آب اگر در روغن جوشان کني

ديگران و ديگ را ويران کني

نرم گو ليکن مگو غير صواب

وسوسه مفروش در لين الخطاب(14)

4- مدارا و خيرخواهي الهي: پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: هر گاه خدا خير کساني را بخواهد آن ها را به سوي رفق و مدارا مي کشاند و کسي که از رفق و مدارا محروم شد از همه ي خوبي ها محروم است.(15)

5- مدارا و صدقه: از نظر آموزه هاي ديني، صدقه فقط کمک مالي به بيچارگان نيست بلکه مدارا نيز خود نوعي صدقه به شمار مي رود.(16) شايد وجه مشابهت صدقه و مدارا در اين جهت باشد که با مدارا کردن، نياز عاطفي ديگران برطرف مي شود و با صدقه نياز اقتصادي آنان تأمين گردد.

6- خير دنيا و آخرت: پيامبر اکرم(ص) فرمود: رفق و مدارا در چيزي قرار داده نمي شود مگر آن را زينت مي دهد و خشونت و تندي بر چيزي قرار داده نمي شود مگر آن را زشت مي کند. پس اگر به کسي رفق و مدارا عطا شود، خير دنيا و آخرت به او داده شده و کسي که از مدارا محروم باشد، از خير دنيا و آخرت محروم خواهد بود.(17)

7-پاداش الهي: امام صادق (ع) مي فرمايد: خداوند متعال، ملايم است و ملايمت را دوست دارد و پاداشي که به آن مي دهد، به خشونت و سخت گيري نمي دهد.(18)

8- سامان دهي امور: پيامبر اسلام(ص) فرموده اند: «ثلاث من لم يکن فيه لم يتم له عمل: ورع يحجزه عن معاصي الله و خلق يداري به الناس و حلم يرد به جهل الجاهل؛(19) سه خصلت است که اگر کسي از آن برخوردار نباشد کارش سامان نمي يابد: 1-تقوايي که آدمي را از گناه باز دارد؛ 2- اخلاقي که به کمک آن با مردم بسازد و مدارا کند؛ 3-حلمي که ناداني جاهل با آن پاسخ داده شود.»

9-تقويت پيوندهاي اجتماعي: يکي از آثار مدارا، رفع کدورت و اختلاف و تقويت انسجام و وحدت ملي است، زيرا ريشه ي بسياري از کشمکش ها و درگيري ها را مي توان در حساسيت هاي نابجا و عدم وجود روحيه ي رفق و مدارا در جامعه، جست. قوام بقاي اجتماع به عواملي مانند ميزان مداراي افراد در برابر خطاهاي ديگران و روحيه ي همکاري، وابسته است. امام علي (ع) مي فرمايد: «دار الناس تأمن غوائلهم و تسلم من مکائدهم؛ (20) با مردم مدارا کن تا از مکر و تزوير آن ها در امان ماني».

پس مي توان گفت: مدارا خود نوعي سياست مصلحت جويانه است که در تحکيم پايه هاي حکومت اسلامي نقش مؤثري ايفا مي کند. از اين رو امام علي (ع) به کارگيري اين اصل مهم يعني مدارا را در رأس سياست مي داند.(21)

اگر به فلسفه ي اصلي مدارا در اسلام، نظري بيفکنيم، متوجه مي شويم که هدف از مدارا، تربيت مؤمنان و نزديک کردن دل هاي آنان به يک ديگر و ايجاد فضاي صميمي و مسالمت آميز در بين مردم است. طبيعي است که اين ارزش اخلاقي حد و مرز مشخصي دارد. اين اصل مهم بي شک نمي تواند مطلق باشد و حتما حدودي دارد. همان طوري که ترک اين اصل، از ناهنجاري و خشونت سر در مي آورد، اجراي فراتر از حد آن نيز، به يک پديده ي ضد ارزشي يعني مداهنه و سازش کاري در حق، تبديل مي شود. پس مهم، شناخت حد و مرز مداراست.

از آيات و روايات به دست مي آيد که مدارا در مسائل شخصي و نيز مسائل اجتماعي که با حقوق ديگران در تقابل نباشد، جاري و ساري است. اما در مسائل اصول دين و اجراي حدود و احکام ديني، جاي نرمش و مدارا نيست. بعضي انسان ها به محرک هاي اخلاقي و آرام، پاسخ نمي دهند و عدم برخورد قاطع با اين گروه، راه را براي ارتکاب جرم و خيانت باز مي کند.

استاد مطهري (ره) مي گويد: «اسلام، ديني است که طرف دار حد است، طرف دار تعزير است؛ يعني ديني است که معتقد است مراحل و مراتبي مي رسد که مجرم را جز تنبيه عملي چيز ديگري تنبيه نمي کند و از کار زشت باز نمي دارد. اما انسان نبايد اشتباه کند و خيال کند که همه ي موارد، موارد سخت گيري و خشونت است.»(22)

امام علي (ع) در ستايش پيغمبر اکرم (ص) مي فرمايد: «طبيب دوار بطبه قد احکم مراهمه و آحمي مواسمه؛ (23) پيامبر اکرم(ص) طبيبي سيار است که بر سر بيماران مي رود که در يک دستش مرهم است و در دست ديگرش ابزار جراحي.»

استاد مطهري (ره) در اين باره مي گويد: مقصود اين است که پيامبر دو گونه عمل مي کرد: يک نوع عمل پيغمبر، مهرباني و لطف بود؛ اول هم آن را ذکر مي کند (احکم مراهمه)؛ يعني ابتدا از راه لطف معالجه مي کرد، اما اگر به مرحله اي مي رسيد که ديگر لطف و مهرباني و احسان و نيک، سود نمي بخشيد آن ها را به حال خود نمي گذاشت. اين جا بود که وارد عمل جراحي و داغ کردن مي شد.(24)

به طور کلي مي توان مداراي مورد نظر اسلام را به دو دسته تقسيم کرد:

1-رفق و مدارا با خود

منظور از رفق و مداراي با خود، درنظر گرفتن ظرفيت و طاقت خويش و پرهيز از فشار و تحميل است. اين، موضوع مهمي است که متأسفانه گاهي از آن غفلت مي شود. بعضي از جوانان که تشنه ي چشمه ي زلال معارف دين و معنويت ناب اند، اين اصل مهم را ناديده گرفته و تکاليف و برنامه هاي طاقت فرسايي را بر خود تحميل مي کنند، در حال که نهادينه کردن عقايد و عواطف و ملکه شدن صفات پسنديده در جان، زمان مي طلبد و بايد به ظرافتي خاص انجام گيرد. با شتاب و عجله نمي توان به جايي رسيد و با کم طاقتي و خشونت چيزي حاصل نمي شود.

در روايات معصومين (ع) به اين موضوع پرداخته شده است. رسول اکرم (ص) در وصيت خود به اميرمؤمنان (ع) فرمودند: «يا علي ان هذا الدين متين فأوغل فيه برفق و لا تبغض الي نفسک عباده ربک ان المنبت (المفرط) لا ظهرا ابقي و لا ارضا قطع؛(25) علي جان! اين دين، متانت و قوت دارد (نيازي به اعمال سخت و گران ندارد)، پس با رفق و مدارا ، در آن سير کن و جانت را نسبت به عبادت پروردگارت دشمن مکن، زيرا انسان زياده رو نه مرکب سالمي براي خود مي گذارد و نه مسافتي مي پيمايد.»

امام صادق(ع) مي فرمايد: روزي در ايام جواني، در حال طواف بودم و با تلاش بسيار عبادت مي کردم و از شدت فشاري که در اين باره بر خود وارد کرده بودم عرق از بدنم سرازير بود. در همين حال پدرم مرا اين گونه مشاهده کرد و فرمود: فرزندم جعفر! وقتي خداوند بنده اي را دوست بدارد، وارد بهشتش مي کند و به عمل کم او خرسند است.(26)

2- رفق و مدارا با ديگران

يکي از اموري که پايه هاي روابط اجتماعي را مستحکم و امکان تفاهم و تبادل انساني را تقويت مي کند، مدارا با هم کيشان، هم شهريان، همکاران و همسايگان و بالاخره هم نوعان است. اين نوع مدارا، دامنه ي گسترده اي دارد که به بعضي از آن ها اشاره مي کنيم:

1-2)رفق و مدارا در تبليغ دين (آسان گويي)

دين اسلام بر پايه ي آسان گيري استوار شده و شريعت سهل و آسان، سمحه ي سهله نام گرفته است.(27) خداوند در جعل و تشريع قوانين، بر بندگانش آسان گرفته و تکليف بر چيزي ننموده که توان آن را ندارند: «يريد الله بکم اليسر و لا يريد بکم العسر؛(28) خداوند براي شما آساني مي خواهد نه دشواري.»

بر اين اساس، پيامبر اسلام (ص) هنگامي که معاذ بن جبل را براي دعوت و تبليغ به سوي يمن فرستاد به وي فرمود: «يا معاذ بشر و لا تنفر يسر و لا تعسر؛(29) اي معاذ! بشارت ده و نفرت ايجاد مکن، آسان گير باش نه سخت گير.»

اين نکته اي است دقيق به ويژه براي کساني که با مردم ارتباط مستقيم دارند و به گونه اي در امور تعليم و تربيت و ترويج معارف دين، نقشي ايفا مي کند. اين اصل اقتضا مي کند که مبلغان دين، در تبيين مسائل ديني، حوصله و ظرفيت و فهم مخاطب را در نظر بگيرند؛ همان گونه که پيشوايان دين، مسائل ديني را به طور ساده و روان بيان مي کردند. قرآن مجيد مي فرمايد: ما هيچ رسولي را جز به زبان قوم خود نفرستاده ايم تا براي آنان حقايق را بيان نمايند.(30)

پيامبر اسلام(ص) نيز مي فرمايد: به ما پيامبران دستور داده شده است که با مردم به اندازه ي عقل و فهمشان سخن بگوييم.(31) امام صادق (ع) مي فرمايد: رسول خدا (ص) هيچ گاه با مردم بر طبق عقل خويش و فهم خود سخن نگفت.(32)

نقل است که در جنگ تبوک مردم دچار تشنگي شدند. به پيامبر (ص) گفتند: کاش دعا مي کردي تا خدا ما را سيراب کند. آن حضرت دعا کرد و آب در بيابان جاري شد. قومي از اعراب باديه نشين گفتند: ستاره ي ذراع و ستاره ي فلان، بر ما باران نازل کرد. پيامبر (ص) رو به اصحاب کرد و فرمود: مي بينيد!؟ خالد گفت: اي رسول خدا! گردنشان را بزنم؟ حضرت فرمود: نه، اينان چنين مي گويند اما مي دانند که خدا باران را نازل کرده است.(33)

حضرت از خالد خواست که سخت نگيرد و مدارا کند و لغزش زباني آنان را ناديده بگيرد.

لازمه ي مدارا با متربيان آن است که مربي سخن خود را از درجه و مقام درک خود تا سطح درک و فهم مخاطبان تنزل دهد و از ارائه ي مطالبي که فراتر از ميزان درکشان باشد خودداري نمايد؛ چنان که در سيره ي معصومين (ع) اين مسائل ديده مي شود و چه بسا بعضي از مطالب را با افرادي خاص مطرح مي کردند؛ مثلا جابر بن يزدي جعفي مي گويد: امام باقر (ع) نود هزار حديث براي ما بيان کرد که هرگز آن ها را براي کسي بيان نکرده ام و هيچ نيز بيان نخواهم کرد.

2-2) مدارا در اقامه ي نماز جمعه و جماعت

ائمه ي جمعه و جماعات بايد در برگزاري نماز جمعه و جماعت رفق و مدارا را رعايت کنند. پيامبر اسلام(ص) نمازهاي جماعت را به اختصار مي خواند و ديگران را نيز به اين امر توصيه مي فرمود. مردي به پيامبر(ص) گفت: اي رسول خدا! از بس فلاني نماز را طول مي دهد به سختي نماز را مي خوانم. حضرت آن روز با حالتي بسيار عصباني و در موعظه اي فرمود: شما مردم را فراري مي دهيد. هر کس با مردم نماز مي خواند بايد نماز را مختصر برگزار کند، چون در ميان آنان مريض و ناتوان و کسي هست که به دنبال کاري است.(34)

امام علي (ع) به يکي از کارگزاران خود مي فرمايد: هنگامي که نماز را در ميان مردم اقامه مي کني به گونه اي نباشد که خستگي و نفرت ايجاد کند.(35)

3-2) اختصار گويي

نکته ي مهم ديگر آن است که در وعظ و خطابه، علاوه بر آسان گويي، به کارگيري مدارا با روش اختصارگويي نيز مطلوب است. بنابر اين شايسته است گوينده براي رعايت حال مخاطبان، مواعظ خود را کوتاه ايراد کند. يکي از اصحاب رسول خدا (ص) نقل مي کند که پيامبر (ص) موعظه هاي خود را در روزهاي مختلف و نه هر روزه، انجام مي داد، زيرا دوست نداشت ما خسته و دلزده شويم. (36) خطبه هاي نماز جمعه پيامبر اسلام(ص) مختصر بود. مراجعه به خطبه هاي آن حضرت که از ايشان نقل شده است مؤيد اين مدعاست.(37)

4-2) مدارا با همسايه

امام کاظم(ع) مي فرمايد: حسن همسايگي اين نيست که آزار نرساني، بلکه حسن همسايگي آن است که در برابر آزاد و اذيت همسايه، شکيبا باشي.(38)

5-2) مدارا با دشمن

اسلام بر مدارا با دشمن تأکيده کرده تا جايي که در بعضي از روايات، مدارا نمودن با دشمنان خدا را بهترين صدقه دانسته است.(39) قرآن مجيد مي فرمايد: خداوند شما را از نيکي کردن و رعايت عدالت درباره ي کساني که با شما در دين دشمني نکرده و از ديارتان بيرون نرانده اند باز نمي دارد.(40)

امام علي (ع) پس از رسيدن به حکومت، با مخالفان خود و از جمله خوراج، مدارا مي کرد؛ آنان در نماز جماعت امام شرکت نمي کردند و گاهي در مسجد در اثناي نماز يا سخنراني حضرت شعارهاي تندي مي دادند و اخلال مي کردند. حضرت اعلام کرد تا وقتي که دست به شمشير نبرده ايد و در جمع ما هستيد از سه حق برخورداريد: 1- شما را از وارد شدن به مساجد و اقامه ي نماز مانع نمي شويم؛ 2- حق شما را از بيت المال قطع نمي کنيم؛ 3-تا زماني که شروع به جنگ نکنيد، با شما نمي جنگيم.(41)

رفتار و سيره معصومين (ع) با مخالفان، مايه ي عبرت و درس آموزي است. ابن مسکان مي گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: درباره ي تو گمان دارم که اگر حضرت علي (ع) مورد شتم و اسائه ي ادب قرار گيرد، اگر بتواني بيني او را با دندان مي گزي. عرض کردم: آري والله، فدايت شوم من و اهل بيتم چنين هستيم. حضرت فرمود: اين گونه مباش. قسم به خدا که بسا مي شنيدم کسي به علي (ع) اهانت مي کرد و بد مي گفت و بين من و او جز ستون مسجد فاصله اي نبود. من خود را پشت ستون پنهان مي کردم و موقعي که از نماز فارغ مي شدم از کنارش گذر مي کردم. به او سلام مي دادم و با وي مصافحه مي نمودم.(42)

6-2) مدارا با مديون

يکي از موارد مدارا، آسان گيري در داد و ستد و قرض و طلب است. قرآن مجيد از مسلمانان مي خواهد مديون را در تنگنا قرار ندهند و با او بسازند. از اين رو مي فرمايد: «و ان کان ذو عسرة فنظره الي ميسره؛ (43) اگر بده کار تنگ دست بود بايد به او مهلت داد تا توان گر شود.»

پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: خداوند انساني را که به هنگام خريد و فروش و پرداخت و دريافت، سهل و آسان گير باشد دوست دارد.(44)

اسلام براي مدارا با مديون تهي دست پاداش تعيين کرده است. روزي رسول اکرم (ص) بر منبر رفت و فرمود: حاضران به غايبان اطلاع دهند: هر کس مديون تهي دست را که قدرت پرداخت بدهي خود را ندارد مهلت دهد، خداوند هر روز به مقدار طلبي که دارد، به او اجر صدقه مي دهد تا وقتي طلب خويش را دريافت کند.(45)

7-2)رفق و مدارا در برخورد با افراد ضعيف الايمان

افراد از نظر ايمان، متفاوت اند، چون ايمان درجاتي دارد و هر کس به تناسب همت و شناخت خود به درجه اي از ايمان دست مي يابد. اما مدارا اقتضا مي کند که کسي به دليل پايين بودن درجه ي ايمان، در انزوا قرار نگيرد و متناسب با درجه ي ايمان او، بازخواست شود. از اين رو در سيره ي معصومين (ع) مي بينيم آن بزرگواران با اکثر شيعيان و مسلمانان معاشرت داشتند. يکي از شيعيان مي گويد: در حضور امام صادق(ع) درباره ي عده اي حرفي زده شد. من به امام (ع) عرض کردم: ما از آنان بيزاري مي جوييم، زيرا آنان به آن چه ما قائليم قائل نيستند. امام (ع) فرمود: اگر چنين است، ما هم از مزايايي برخورداريم که شما از آن ها بي بهره ايد، پس ما هم بايد از شما بيزاري بجوييم؟ با آن ها دوستي کنيد و از آنان بيزاري مجوييد، زيرا بعضي از مسلمانان از اسلام يک سهم و بعضي دو سهم ... بعضي هفت سهم دارند. سزاوار نيست بر دوش آن که از اسلام يک سهم دارد به اندازه ي آن که دو سهم دارد بار بگذاريم. سپس حضرت مسلماني را مثال زد که همسايه اي نصراني داشت. او را به اسلام فرا خواند و اسلام را در نظر او زيبا جلوه داد و نصراني مسلمان شد، اما به دليل سخت گيري بي جا او را از اسلام راند. حضرت در ادامه فرمود: بر آنان سخت نگيريد، مگر نمي دانيد ... که امامت ما بر رفق و مدارا و انس و وقار است. مردم را به دينتان و آن چه بر آن هستيد ترغيب کنيد.(46)

8-2) مدارا با کودکان در امور عبادي

هر چند از روايات برمي آيد که والدين، فرزندانشان را قبل از رسيدن به سن بلوغ به عبادت (نماز و روزه) عادت دهند اما در اين مورد نبايد سخت گيري کرد. امام صادق (ع) مي فرمايد: ما کودکانمان را در هفت سالگي به روزه گرفتن، به اندازه اي که توان آن را دارند، تا نصف روز، بيشتر يا کمتر، امر مي کنيم. هر گاه تشنگي يا گرسنگي بر آن ها غلبه کرد، افطار مي کنند تا به روزه عادت کنند. شما کودکانتان را در نه سالگي به روزه گرفتن به هر اندازه که مي توانند امر کنيد. هرگاه تشنگي بر آن ها غلبه کرد، افطار کنند.(47)

9-2) مدارا در امر به معرف و نهي از منکر

يکي از آداب امر به معروف و نهي از منکر، رفق و مدارا است؛ يعني با زبان خوش و نرم، خطاکار را از راه نادرست باز آوريم، چون هنگامي امر و نهي تأثير مي گذارد که تارک معروف را همچون بيماري بدانيم که به کمک ما نيازمند است. خداوند متعال به پيامبرش مي آموزد تا از منکر بيزار باشد، بي آن که از عاملان آن بيزاري جويد و به او مي فرمايد: پس اگر تو را نافرماني کردند بگو: من از آن چه مي کنيد بيزارم.(48)

همان طوري که طبيب از بيمار متنفر نيست و در پي درمان اوست، طبيب روحاني نيز از گناه کار متنفر نيست، بلکه دلسوزانه به فکر اصلاح و درمان اوست. از اين رو در صدر اسلام خود گناه کاران به اين نکته پي برده بودند و داوطلبانه خود را براي حد خوردن معرفي مي کردند و به رسول خدا (ص) يا امام معصوم مي گفتند: «طهرني؛ پاکم ساز».

امام علي (ع) از رسول خدا(ص) نقل مي کند که فرمود: نبايد امر به معرف و نهي از منکر کند جز آن که در آن چه بدان امر مي کند و در آن چه از آن نهي مي کند، رفيق باشد؛(49) يعني با مدارا، امر به معروف و نهي از منکر کند.

نقل شده است که عربي بياباني به نزد حضرت رسول (ص) آمد و از وي تقاضاي چيزي کرد. پيامبر (ص) چيزي به او داد ولي راضي نشد و جسارت کرد. اصحاب به خشم آمدند و برخاستند تا با او عتاب کنند. پيامبر (ص) به آنان اشاره کرد که آرام بگيرند. سپس اعرابي را با خود به منزل برد و مقدار بيشتري به او کمک کرد. آن گاه پرسيد: آيا راضي شدي؟ مرد عرب که بزرگواري حضرت را ديد، گفت: آري، خدا خيرت دهد. آن گاه پيامبر(ص) به او گفت: آن چه تو در مقابل اصحاب من بر زبان راندي، موجب خشم و ناراحتي آن ها شد، مايلم اين احساس رضايت را در نزد آن ها نيز بگويي تا ناراحتي آن ها برطرف شود. اعرابي پذيرفت و روز بعد چنين کرد. سپس پيامبر(ص) فرمود: مثل من و اين گونه افراد مثل همان مردي است که شترش رميده بود و فرار مي کرد، مردم به خيال اين که به صاحب شتر کمک بدهند فرياد کردند و به دنبال شتر دويدند. آن شتر بيشتر رم کردن و فراري تر شد. صاحب شتر، مردم را بانگ زد و گفت: کسي به شتر کاري نداشته باشد من خود بهتر مي دانم که از چه راه شترم را رام کنم. او يک مشت علف برداشت و آرام آرام بدون اين که فريادي بکشد، جلو آمد و مهار شتر را در دست گرفت. اگر ديروز، شما را آزاد گذاشته بودم، اين عرابي را کشته بوديد ولي مانع دخالت شما شدم و خود با نرمي و ملايمت او را رام کردم.(50)

10-2) مدارا براي شنيدن حق

قرآن مجيد مي فرمايد: «و ان احد من المشرکين استجارک فاجره حتي يسمع کلام الله ثم ابلغه مأمنه ذلک بانهم قوم لا يعلمون؛ (51) اگر در گرما گرم جنگ يک نفر مشرک امان بخواهد، بايد پناه دهي تا در امنيت و آرامش کامل بيايد و کلام خدا را بشنود، اگر خواست بپذيرد و مسلمان شود و اگر نپذيرفت با تأمين جاني او را به جبهه ي کفار برسان، زيرا ممکن است شرکت او در قتال با مسلمانان از سر جهل و ناداني باشد.»

اين اندازه مدارا و نرمش را در کدام مکتب و ملتي مي توان يافت؟ کدام قانون، مترقي تر از اين قانون درباره ي آزادي انديشه وجود دارد؟ مدعيان حقوق بشر و داعيان آزاد انديشي، بايد درس مدارا و آزادي را از قرآن بياموزند.

راه رفق ورزي و مدارا

مدارا مانند صفات پسنديده ي ديگر، اکتسابي است؛ يعني با تمرين و رياضت و تلاش مي توان آن را به دست آورد. شايد بسياري بخواهند به اين صفت ارزنده آراسته شوند اما نمي دانند از چه طريقي مي توان به آن دست يافت. ما در اين جا به نکاتي مي پردازيم که مي تواند ما را در اين امر ياري رساند:

1- بايد اين واقعيت تلخ را بپذيريم که مردم، هميشه مطابق خواسته ي ما عمل نمي کنند و دنيا بر وفق مراد ما نمي چرخد. قرآن مجيد در آيات مختلف بر اين نکته تأکيد مي کند که تغيير شخصيت افراد، فقط از خالق هستي ساخته است. از اين رو به پيامبرش نيز گوشزد مي کند که اين قدر بر حال مشرکان تأسف نخورد. (52)

2- به اين نکته توجه داشته باشيم که ناراحتي در مقابل رفتارهاي ناشايست ديگران، مشکلي را حل نمي کند بلکه اوضاع را وخيم مي کند. خشم و خشونت، عصبانيت و لجاجت طرف مقابل را برمي انگيزاند که قطعا پايان خوبي نخواهد داشت. اما احسان و مدارا با ديگران، به حلقه ي خشونت پايان مي دهد. از اين رو قرآن مجيد به عفو و صفح در مقابل بدي هاي ديگران سفارش مي کند و احاديث نيز بر آن تأکيد مي ورزد. امام علي (ع) مي فرمايد: از لغزش ها بگذر تا مقام و منزلت خود را بالا ببري. (53)

به نرمي، طبع تندان رام گردد

به سختي، پخته ديگر خام گردد

سعدي مي گويد:

بدي را بدي سهل باشد جزا

اگر مردي احسن الي من أسا

اين شعر سعدي اشاره به روايت امام باقر(ع) است که فرمود: «احسن الي من اساء اليک؛ (54) نيکي کن به کسي که به تو بدي کرده است.»

قرآن کريم در کنار کفار و مشرکان، از منافقان نام برده و اين از ويژگي هاي اين کتاب آسماني است. استاد مطهري مي گويد: شما در هر کتاب مذهبي ديگري مي بينيد که صحبت از مؤمن و کافر است ولي قرآن در مقابل مؤمن، دو گروه را قرار مي دهد: کافر و منافق.

3- اگر با هر اتفاق ساده اي، بيهوده خود را ناراحت کنيم، وقت و انرژي خويش را که مي تواند صرف تجربه اندوزي شود، از دست داده ايم، بدون آن که نتيجه اي از آن گرفته باشيم. اما با روش صحيح مدارا، مي توانيم شخصيت خود را در آيينه ي رفتار ناموزون ديگران، باز يابيم. معروف است که لقمان را گفتند: ادب از که آموختي؟ گفت: از بي ادبان. هر چه از ايشان در نظرم ناپسند آمد، از آن پرهيز کردم.

4- نکته ي مهم ديگر در رفق ورزي آن است که کمال گرايي - هر چند آرزوي بشر است - اما در حد همان آرزو مي ماند و هرگز کسي نمي تواند همه چيز را در حد کمالش به دست آورد. کمال گرايي، يکي از ويژگي هاي نسل جوان است. آن ها به دنبال دوست، همسر و شغل کامل و غيره هستند، اما بايد واقعيت را پذيرفت. انسان ها جايز الخطا هستند و اين امر بايد ما را متقاعد سازد که انتظارات خود را از ديگران کاهش دهيم تا زندگي بر ما خوش آيند گردد. اگر کسي به دنبال همسر يا فرزند يا پدر و مادر و يا همکار و دوست بي عيب باشد، تنها خواهد ماند. امام صادق (ع) مي فرمايد: در دنيا به دنبال چهار چيز نباشيد، زيرا نمي يابيد و حال آن که به آن ها نياز داريد:

1- دانشمندي که به همه ي علم خود عمل کند، زيرا بدون دانشمند مي مانيد؛

2- عملي که از ريا خالي باشد، زيرا توفيق هيچ عملي را نمي يابيد؛

3- غذايي که بدون شبهه باشد، زيرا بدون غذا مي مانيد؛

4- دوستي که بي عيب باشد، زيرا بدون دوست مي مانيد.(55)

5- نکته آخر توجه به پاداش مداراست. امام علي (ع) مي فرمايد: با مردم، مدارا کن تا از برادري آنان بهره مند شوي.(56) پيامبر اسلام (ص) براي مرداني که در برابر بداخلاقي همسرانشان مدارا مي کنند ثواب ايوب و براي زناني که در برابر بداخلاقي شوهر، شکيبايي مي ورزند، ثواب آسيه را مطرح کرده است.(57)

پی نوشت ها :

1- مجمع البحرين، ماده ي دري.

2- المحجه البيضاء، ج5، ص 322.

3- محمدتقي فلسفي، شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق، ج1، ص 372.

4- اصول کافي، ج 2، ص 117.

5- همان، ص 118.

6- من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 384.

7- بحار الانوار، ج 72، ص 52.

8- همان، ج 2، ص 69.

9- وسائل الشيعه، ج 8، ص 540.

10- طه(20) آيه ي 44-43.

11- غرر الحکم و دررالکلم، ج 4، ص 16.

12- همان، ج 3، ص 153.

13- همان، ج 2، ص 45.

14- مثنوي معنوي، دفتر چهارم، بيت 6-3814.

15- مستدرک الوسائل، ج 11، ص 293.

16- مشکوه الانوار، ص 42.

17- مستدرک الوسائل، ج 11، ص 292.

18- اصول کافي، ج 2، ص 119.

19- همان، ج 2، ص 116.

20- غرر الحکم و درر الکلم، ج4، ص 15.

21- همان، ج 4، ص 54.

22- مجموعه آثار، ج 17، ص 247.

23- نهج البلاغه، خطبه 108.

24- مجموعه آثار، ج 17، ص 248.

25- اصول کافي، ج 2، ص 87.

26- همان، ص 86.

27- مرتضي مطهري، سيره ي نبوي، ص 217.

28- بقره(2) آيه ي 185.

29- سيره ي ابن هشام، ج 4، ص 337.

30- ابراهيم(14) آيه ي 4.

31- بحار الانوار، ج1، ص 85.

32- علامه طباطبائي، سنن النبي، ص57.

33- مستدرک الوسائل، ج 6، ص 196.

34- صحيح بخاري، ج 1، ص 31.

35- نهج البلاغه، نامه ي 53.

36- صحيح بخاري، ج 1، ص 25.

37- بحار الانوار، ج 77، ص 110-45.

38- تحف العقول، ص 409.

39- مستدرک الوسائل، ج 2، ص 91.

40- ممتحنه (60) آيه ي 8.

41- اصغر ناظم زاده، تجلي امامت، ص 611.

42- محمدتقي فلسفي، شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق، ج1، ص 371.

43- بقره (2) آيه 280.

44- نهج الفصاحه، ص 15.

45- تفسير صافي، ص 80.

46- وسائل الشيعه، ج 11، ص 427.

47- علامه طباطبائي، سنن النبي، ص 157.

48- شعراء (26) آيه ي 216.

49- مستدرک الوسائل، ج 12، ص 186.

50- مرتضي مطهري، داستان راستان، ج 1، ص 24، با اندکي تصرف.

51- توبه (9) آيه ي 6.

52- شعراء(26)آيه ي 4-3.

53- غرر الحکم و درر الکلم، ج 3، ص 314.

54- من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 1770.

55- الکافي، ج 2، ص 651.

56- غرر الحکم و درر الکلم، ج 4، ص 16.

57- بحار الانوار، ج 103، ص 247.

منبع: مجله ي معارف اسلامي

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 1 بهمن 1394 ساعت: 17:43

صفحه بندی